السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

149

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

اين‌ها بود افزايش‌هاى چهارگانه از « كابلى » و دو افزوده از « ابن‌روز بهان » كه كابلى در آن دو نيز با وى شريك است و حال آن‌كه اصلًا در عبارات « ابن‌جوزى » وجود ندارد . هم چنان كه مطالب ذيل نيز به دست مىآيد : 1 - ابن‌روز بهان از ابن جوزى نقل كرده است كه او حكم كرده است كه « محمّدبن خلف » حديث ساز بوده ؛ لكن « كابلى » اسم « ابن‌جوزى » را نياورده تا كسى بر او ايراد نگيرد . 2 - « كابلى » حكم به حديث‌ساز بودنِ او را به اجماع اهل خبر نسبت داده ، به جاى آن‌كه به « ابن‌جوزى » نسبت داده باشد . 3 - و « دهلوى » به جاى اجماع اهل خبر ، اجماع اهل سنّت گفته است . نگرشى به كلام ابن جوزى در عبارت « الموضوعات » از ابن‌حبّان گفتارش را درباره‌ى مروزى آورده است كه : وى چون كم‌هوش بوده و تحت‌تأثير تلقينات قرار مىگرفته ، از اين جهت سزاوار ترك است . اين عبارت صراحت دارد در اين‌كه وى عمداً حديث جعل نمىكرده و بر رسول خدا دروغ نمىبسته است . بنابراين آن‌چه را كه از « ابن‌معين » آورده است كه وى « كذّاب » بوده ، باطل مىشود ؛ زيرا دليلى وجود ندارد كه او را نسبت به دروغ بدهيم بر طبق آن‌چه كه « ابن‌حبّان » گفته است . علاوه بر اين آن‌كه پيشوايان اهل سنّت ، ابن‌معين را سرزنش كرده و بر او ايراد گرفته‌اند كه وى بيش از حد بر مردم اشكال مىگرفته ؛ لذا هنگامى كه او يكى از راويان را جرح مىكند و بر او ايراد مىگيرد ، بايد توقّف كرد ، همان‌گونه كه در كتاب « مناقب الشافعى » تأليف فخر رازى ، در مورد سخنانى كه او درباره‌ى شافعى گفته است بحث كرده است .